کتاب پاییز پدرسالار اثر گابریل گارسیا مارکز

کتاب پاییز پدرسالار اثر گابریل گارسیا مارکز از انتشارات آریابان
20%
اشتراک گذاری

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آدرس کوتاه شده‌ی صفحه:
0 عدد باقی مانده
ناموجود

آیا آن هواپیما را به یاد مى‌آورى؟
کدام هواپیما را؟
هواپیمایى که شنیدم در ساعت ۲ بامداد ۲۴ ژانویه ١۹۵۸، بر فراز کاراکاس پرواز مى‌کرد. فکر مى‌کنم هر دوى ما در آن اتاق، در «سن برناردینو» بودیم و آن را از ایوان تماشا مى‌کردیم؛ دو چراغ قرمز که در آسمان تاریک، به صورت متناوب روشن و خاموش مى‌شدند و در نزدیک شهرى پرواز مى‌کردند که به دلیل حکومت نظامى، خالى، اما خواب آلود نبود و گذر از لحظه‌اى به لحظه‌ى دیگر را براى سقوط دیکتاتورى انتظار مى‌کشید.
هواپیمایى که با آن «پرز خیمه‌نز»  از کشور گریخت.
هواپیمایى که به هشت سال دیکتاتورى در «ونزوئلا» پایان داد. باید در خصوص این لحظه‌ى بخصوص، چیزهایى به خوانندگان بگوییم. این امر مهم است، چون هنگامى بود که شما ایده‌ى نوشتن داستانی درباره‌ى دیکتاتورى را در ذهن داشتید.
داستانى که پس از هفده سال و دو نسخه‌ى نیمه‌کاره، «خزان پیشوا» نام گرفت. بر سکوى هواپیما، دیکتاتور، همسرش، دختران، وزراء و دوستان نزدیکش ایستاده بودند. چهره‌ی دیکتاتور، از درد عصبى ملتهب، و از دست آجودان مخصوصش خشمگین بود؛ چون با عجله‌اى که در فرار داشتند، چمدانى محتوی یازده میلیون دلار را پاى نردبان طنابى هواپیما- که آن‌ها از رویش بالا مى‌رفتند- جا گذاشته بود. وقتى هواپیما اوج گرفت و به مقصد کاراییب دور شد، مجرى رادیو، برنامه‌ى موسیقى کلاسیک را که سه روز به آن گوش داده بودیم، قطع و سقوط دیکتاتور را اعلام کرد. چراغ پنجره‌هاى کاراکاس، یکى بعد از دیگرى، مثل شمع‌هاى درخت کریسمس روشن شدند.
در میان مه و هواى خنک صبح زود، منظره‌ى هلهله‌اى سرکش پدیدار شد. بوق‌ها به صدا درآمدند. مردم فریاد کشیدند. آژیر کارخانه‌ها با نهایت شدت به صدا درآمد و پرچم‌ها، از ماشین‌ها و کامیون‌ها به اهتزاز درآمدند. قبل از آن‌که هوا روشن شود، عده‌اى، زندانى‌هاى سیاسى را بر شانه‌هاشان به خارج از ساختمان امنیت ملى حمل مى‌کردند. این اولین ‌بارى بود که سقوط یک دیکتاتور را در آمریکاى لاتین مى‌دیدیم. به عنوان روزنامه‌نگاران مجله‌اى هفتگى، من و گارسیا مارکز از این لحظات حساس نهایت بهره را بردیم. ما از همه‌ى مجرا‌هاى قدرت دیدار کردیم. وزارت دفاع، دژى با اعلامیه‌هایى در راهروهایش که بر آن‌ها نوشته شده بود: «موقع رفتن، هر چیزى را که دیده‌اید یا شنیده‌اید فراموش کنید».

دیگر آثار گابریل گارسیا مارکز

کتاب عشق درزمان وبا ترجمه بهمن فرزانه

کتاب صد سال تنهایی ترجمه زهره زندیه

کتاب صد سال تنهایی ترجمه کیومرث پارسای

کتاب عشق سال های وبا ترجمه اسماعیل قهرمانی پور

وزن 372 گرم
قطع رقعی
تعداد صفحه 336
نوع جلد شومیز
نویسنده گابریل گارسیا مارکز
مترجم کیومرث پارسای
ناشر آریابان
تعداد جلد
موضوع رمان غیرفارسی
مناسب برای بزرگسال
شابک 9647196326
ارسال نظر
(بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد